قرت
🌐 قرت
«قَرَّت» صورتِ ماضیِ مؤنث مفرد از ریشهٔ قرّ است و معنای اصلی آن سرد شد / آرام گرفت / ثابت شد میباشد. در عبارت «قَرَّت عینه» یعنی «چشمش آرام گرفت» یا «مایهٔ شادی چشمش شد». این فعل در متون عربی بسته به سیاق، میتواند بیانگر خنک شدن، سکون یافتن، یا رسیدن به آرامش و رضایت باشد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حک شده باز
جمله سازی با قرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرت عينا الأمِّ عندما سمعتْ خبرَ نجاحِ ابنِها في الامتحانِ النهائيِّ.
چشمان مادر از شنیدن خبر موفقیت پسرش در امتحان نهایی، از شادی برق زد.
💡 قرت قلوبُ الحاضرينَ حينَ رأوا الطفلَ يعودُ إلى بيتِه سالمًا بعدَ الضياعِ.
دلهای حاضران شاد شد وقتی دیدند کودک پس از گم شدن، صحیح و سالم به خانهاش بازگشته است.
💡 قرت عشرات القصص عن بيوت وقلع تخفي أسفلها مخابئ سرية
دهها داستان در مورد خانهها و قلعههایی که مخفیگاههای مخفی در زیر خود دارند، گفته شده است.
💡 قرت نفسُ الطبيبِ بعدَ أن شكرَهُ المريضُ على رعايتِه المستمرةِ.
پزشک پس از اینکه بیمار از او به خاطر مراقبت مداومش تشکر کرد، خوشحال شد.