قربا

🌐 نزدیک

«قربا» می‌تواند به صورت مثنّی / صورت صرفی از «قرب» یا به معنای «نزدیک شدند» در برخی ساخت‌ها فهمیده شود. همچنین در بعضی بافت‌ها ممکن است به معنای «دو چیزِ نزدیک» یا «نزدیکی» به کار رود. چون این واژه بدون اعراب و زمینه مشخص است، معنای دقیق آن بسته به متن تغییر می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قابل ربط

📌 نزدیک‌ترین به

📌 قابل دسترسی

📌 صمیمی

📌 در فواصل نزدیک

جمله سازی با قربا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقفَا قربا السيارة ينتظران وصول السائق في المساء.

آنها نزدیک ماشین ایستاده بودند و منتظر بودند تا راننده عصر از راه برسد.

💡 طريقته غير المصقولة في الكلام جعلته يبدو أكثر قربا ويمكن التعامل معه.

شیوه‌ی بی‌پیرایه‌ی صحبت کردنش، او را صمیمی‌تر و مطیع‌تر نشان می‌داد.

💡 الاثر يجب ان يكون اكثر قربا منها خصلة من الشعر

اثر باید از یک تار مو هم نزدیک‌تر باشد.

💡 جلس الأطفال قربا من المدفأة بعد أن اشتد البرد في الخارج.

بچه‌ها بعد از اینکه بیرون خیلی سرد شد، نزدیک بخاری نشستند.

💡 مشيتُ قربا من النهر لأن الهواء هناك كان ألطف وأبرد.

من نزدیک رودخانه پیاده رفتم چون هوای آنجا مطبوع‌تر و خنک‌تر بود.

💡 فالجماعة هي المجال السياسي الأكثر قربا من المواطن.

جامعه، نزدیک‌ترین حوزه سیاسی به شهروند است.

کلمات مرتبط