قدو

🌐 قدو

این واژه به‌تنهایی در عربیِ معیار بسیار رایج نیست و بیشتر ممکن است صورتِ نادر یا ناتمامِ واژه‌ای دیگر باشد؛ از نظر ساخت و معنا، معمولاً به چیزی نزدیک به «قَدْوَة» یا «قِدوة» برمی‌گردد، یعنی الگو و نمونه‌ای که از آن پیروی می‌شود. اگر در متنی دیده شود، باید با توجه به سیاق معنا شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قادو

جمله سازی با قدو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانَ قدو الفريقِ هادئًا، يوزِّعُ المهامَّ بعدلٍ ويستمعُ إلى ملاحظاتِ الجميعِ قبلَ اتخاذِ القرارِ.

رهبر تیم آرام بود، وظایف را عادلانه تقسیم می‌کرد و قبل از تصمیم‌گیری به نظرات همه گوش می‌داد.

💡 رأيتُ قدو السفينةِ في الميناءِ يُراجعُ الحِبالَ ويُشرفُ على تجهيزِ الرحلةِ معَ الفجرِ.

من کاپیتان کشتی را در بندر دیدم که طناب‌ها را بررسی می‌کرد و بر تدارکات سفر در سپیده دم نظارت داشت.

💡 وقفَ قدو القافلةِ عندَ البئرِ ليستريحَ الناسُ ويملأوا القِرَبَ قبلَ مواصلةِ الطريقِ الطويلةِ.

رهبر کاروان کنار چاه توقف کرد تا مردم بتوانند قبل از ادامه سفر طولانی، استراحت کنند و مشک‌های خود را پر از آب کنند.

💡 وأشارت إلى أن قدو هو قائد اللواء 30.

او اشاره کرد که قدو فرمانده تیپ 30 است.

کلمات مرتبط