قدف

🌐 پرتاب کردن

«قَدَفَ» معمولاً به معنی «پرتاب کردن»، «افکندن» یا «انداختن» است. این واژه در عربی کلاسیک ممکن است برای پرتاب جسم یا افکندن چیزی به‌کار رود و در برخی کاربردها معانی استعاری هم پیدا می‌کند. در فارسی، نزدیک‌ترین معنی آن «افکندن» یا «پرتاب کردن» است.

جمله سازی با قدف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استخدمَ الفريقُ كلمةَ قدف في وصفِ رميةٍ قويةٍ تجاوزتْ المسافةَ المتوقعةَ.

این تیم از کلمه «پرتاب کردن» برای توصیف پرتاب قدرتمندی که از فاصله مورد انتظار فراتر می‌رفت، استفاده کرد.

💡 في التدريبِ البحريِّ تعلّموا كيفيةَ قدف الحبالِ والأدواتِ بسرعةٍ ودقةٍ.

در آموزش‌های دریایی یاد می‌گرفتند که چگونه طناب و ابزار را سریع و دقیق پرتاب کنند.

💡 رأيتُ الصيادَ يختارُ طريقةَ قدف الشبكةِ بحذرٍ شديدٍ قربَ الشاطئ.

من ماهیگیر را دیدم که با دقت انتخاب می‌کرد که چگونه تور را نزدیک ساحل بیندازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران