قبيح
🌐 زشت
صفت (adjective)
📌 زشت
📌 شنیع
📌 ناخوشایند
📌 وحشتناک
📌 زننده
📌 بد قیافه
📌 به طور ناگهانی
جمله سازی با قبيح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فما أقبح بالمرء أن يكون حسن جسمو باعتبار قبيح نفسو
چقدر زشت است که انسان بدنی زیبا داشته باشد در حالی که روحش زشت باشد.
💡 كان المنظر قبيح بسبب الإهمال وكثرة النفايات في الشارع.
به دلیل بیتوجهی و فراوانی زباله در خیابان، صحنه زشتی بود.
💡 وصفَ النقاد التصميمَ بأنه قبيح ولا يليق بالمكان العام.
منتقدان این طرح را زشت و نامناسب برای یک فضای عمومی توصیف کردند.
💡 رفضتِ الفتاة ذلك القميص لأنه بدا قبيح اللون والشكل.
دختر آن پیراهن را رد کرد چون از نظر رنگ و شکل زشت به نظر میرسید.
💡 و هو قبيح بالرغم من أنه يرى و يحس
او زشت است، هرچند میتواند ببیند و حس کند.
💡 حيث إن َو ْضع يده في جيبه فعل قبيح ال يجوز أبدا أن يفعله أمام موالنا.
از آنجایی که دست در جیب کردن، عمل زشتی است که هرگز نباید در مقابل استادمان انجام دهد.