قبع

🌐 کلاه

«قَبَعَ» در عربی به‌معنای پنهان شدن، فرو رفتن، یا پایین کشیدن و جمع شدن است؛ بسته به زمینه می‌تواند برای حیوانی که در سوراخ خود فرو می‌رود یا چیزی که در جای خود می‌نشیند و ثابت می‌شود به کار برود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بی‌حال

جمله سازی با قبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اعتقد أننا وجدنا المكان الذي قبع فيه مقتحم شركة إدوين بورستين

فکر کنم جایی که مزاحم شرکت ادوین بورستین مخفی شده بود رو پیدا کردیم.

💡 أثناء التدريب، قبع الجنود في الخندق بانتظار الإشارة التالية من القائد.

در طول آموزش، سربازان در سنگر نشسته و منتظر علامت بعدی فرمانده بودند.

💡 ‬قبع‬ ‫طورا ً آخر عندما افتتنت بالجنس‬ ‫عقلي في جهازي التناسلي فاختزل النساء في قوالب حلوى جسدية‪

مرحله‌ی دیگری زمانی اتفاق افتاد که ذهنم درگیر مسائل جنسی شد، روی سیستم تولید مثلم تمرکز کرد و زنان را به اشیاء فیزیکی صرف تقلیل داد.

💡 شيلتون قبع غير معروف "حتى قابل"هانيبال اكل اللحوم

شلتون تا قبل از ملاقات با هانیبال آدمخوار، ناشناخته بود.

💡 وبينما كانت الحكومة تكافح من أجل استيعاب القادمين الجدد، قبع الكثيرون منهم في الأحياء الفقيرة والمكتظة في جنوب تل أبيب.

در حالی که دولت برای اسکان تازه واردان تلاش می‌کرد، بسیاری از آنها در محله‌های فقیرنشین و پرجمعیت جنوب تل آویو باقی ماندند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران