قبضتها
🌐 چنگش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 چنگش
📌 نگه داشتنش
📌 چنگ زدنشان
📌 مشت او
📌 نگه داشتن آنها
جمله سازی با قبضتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجدت المفتاح على الطاولة، فـ قبضتها بسرعة ووضعته في جيبي.
کلید را روی میز پیدا کردم، بنابراین سریع آن را برداشتم و در جیبم گذاشتم.
💡 كانت الأم تحاول تهدئة ابنتها وهي قبضتها من كتفها بحنان.
مادر سعی داشت دخترش را آرام کند و به آرامی شانه او را گرفته بود.
💡 كانت تتلذذ الطعام وتنصح الصغير وهي تحكم قبضتها على أذنه بعدم االبتعاد فاملكان خطير
او داشت از غذایش لذت میبرد و در حالی که گوش کوچولو را محکم گرفته بود، به او نصیحت میکرد که زیاد از آنجا دور نشود، چون آنجا خطرناک بود.
💡 رفعتُ الحقيبة ثم قبضتها جيدًا قبل الصعود إلى الحافلة المزدحمة.
کیف را بلند کردم و قبل از سوار شدن به اتوبوس شلوغ، محکم آن را گرفتم.