قارص

🌐 ترش

یعنی «نیش‌زننده»، «تیز و گزنده» یا «سوزاننده به‌صورت آزاردهنده». این واژه بیشتر برای درد، احساس سوزش، یا چیزهایی که اثر تند و آزاردهنده دارند به کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 تلخ

دیکشنری عربی به فارسی

📌 انجماد

جمله سازی با قارص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت الشتاءً قارصًا في الجبال، فغابت الحركة عن الطرق.

زمستان در کوهستان سخت بود، بنابراین در جاده‌ها هیچ رفت و آمدی وجود نداشت.

💡 شعرنا بحرارة قارصة من الشمس في منتصف النهار.

ما گرمای شدید خورشید را در اواسط روز احساس می‌کردیم.

💡 تعرضت يدي لنسمة قارصة أثناء الوقوف قرب النافذة.

دستم در حالی که نزدیک پنجره ایستاده بودم، در معرض نسیم گزنده‌ای قرار گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران