احمش

🌐 احمش

این نیز غالباً یک واژهٔ لغوی / صفت است و در برخی کاربردها به معنای «دارای چشمان تنگ یا ریز» یا «کم‌مژه / با مژه‌های کم» آمده است؛ همچنین ممکن است به‌عنوان نام / لقب نیز استفاده شود. بافت جمله برای تعیین معنی دقیق مهم است.

جمله سازی با احمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قابلتُ احمش عند باب المدرسة وهو يحمل حقيبته بيده اليمنى.

من احمد را در دروازه مدرسه دیدم، در حالی که کیفش را در دست راستش گرفته بود.

💡 جلس احمش قرب النافذة يراجع دروسه قبل الامتحان.

احمد نزدیک پنجره نشسته بود و درس‌هایش را قبل از امتحان مرور می‌کرد.

💡 سأل الأستاذ عن احمش لأنه كان متأخرًا عن الحصة الأولى.

معلم درباره اهمش پرسید چون او برای کلاس اول دیر کرده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران