في عينيه
🌐 در چشمان او
قید (adverb)
📌 در چشمان او
جمله سازی با في عينيه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد سنوات من التعب، قد سعيد ظهر في عينيه وهو يسمع خبر الترقية.
پس از سالها تلاش و کوشش، با شنیدن خبر ارتقا، لبخندی بر لبانش نقش بست.
💡 وتری في عينيه تعبًا كبيرًا، لكنه يحاولُ أن يبدو قويًا أمامَ الجميعِ.
خستگی زیادی را میتوان در چشمانش دید، اما سعی میکند جلوی همه قوی به نظر برسد.
💡 كانت ودموعُ الفرح في عينيه واضحةً عندما رأى ابنه بعد غياب طويل.
وقتی پسرش را پس از مدتها دید، اشک شوق در چشمانش حلقه زد.
💡 لم يُخفِ الإحباطَ في عينيه بعد سماع النتيجة.
او پس از شنیدن نتیجه، ناامیدی را که در چشمانش موج میزد، پنهان نکرد.
💡 قرأتُ الحزنَ في عينيه و وشفتيه قبل أن يتكلم.
قبل از اینکه حرفی بزند، غم را از چشمها و لبهایش خواندم.
💡 رأيت نظرة الحزن في عينيه ولكنني لم أكن ِبقادر على فعل أكثر من ذلك فقد أتوا بجنديه متأخرين إلى املستشفى.
نگاه غم را در چشمانش دیدم، اما از آنجایی که سربازش را دیر به بیمارستان آورده بودند، بیشتر از این قادر به انجام کاری نبودم.
💡 هرعت الأم إلى طفلها عندما رأت الدموع في عينيه عند الباب.
مادر وقتی اشک در چشمانش را در آستانه در دید، به سمت فرزندش دوید.
💡 قبل أن يخطو بوتشيللي إلى الخارج استدار فجأة حتى صار في مواجهة جيمس رايت ثم نظر إليه مباشرة في عينيه وقال: ابتسم مستر رايت وهز رأسه بحماس.
بوچلی قبل از اینکه پا به بیرون بگذارد، ناگهان برگشت تا اینکه رو به روی جیمز رایت قرار گرفت، سپس مستقیم به چشمان او نگاه کرد و گفت: آقای رایت لبخند زد و با اشتیاق سرش را تکان داد.
💡 لاحظتُ القلق في عينيه قبل أن يبدأ الكلام.
قبل از اینکه شروع به صحبت کند، نگرانی را در چشمانش دیدم.
💡 كنت مهتاج بانتصاب وأنا أتحدث ,انعكس ذلك في عينيه
موقع حرف زدن تحریک شده بودم و نعوظ داشتم؛ این توی چشماش منعکس میشد.