فمي

🌐 دهانم

یعنی «دهانِ من». «فم» به معنی دهان و «ي» ضمیر متصل اول‌شخص مفرد است. این واژه برای اشاره به دهانِ گوینده به کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 شفاهی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دهان من

جمله سازی با فمي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظل طعمه في فمي مدة طويلة بعد أول رشفة.

طعمش تا مدت‌ها بعد از اولین جرعه در دهانم باقی ماند.

💡 كان فمي من أثر الدواء مرًّا طوال المساء.

تمام شب به خاطر دارو، دهانم تلخ مزه بود.

💡 وضعتُ قطعة الثلج على فمي لتخفيف الألم بعد العملية الصغيرة.

بعد از عمل جراحی جزئی، یک تکه یخ روی دهانم گذاشتم تا دردش تسکین پیدا کند.

💡 ‬أحيانا اضع طرف الورق في فمي وامصه واسرح‬ ‫شاردا ً لتمضية الوقت‪

گاهی اوقات لبه کاغذ را در دهانم می‌گذارم و آن را می‌مکم، غرق در افکارم می‌شوم تا وقت بگذرد.

💡 أحسست أن فمي جفّ بعد السفر الطويل في الحافلة.

بعد از سفر طولانی با اتوبوس، احساس کردم دهانم خشک شده است.

💡 خرجت الكلمات بصعوبة من فمي من شدة التوتر.

به دلیل فشار شدید، کلمات به سختی از دهانم خارج می‌شدند.