احکم
🌐 قاضی
این واژه میتواند صورتِ امریِ فعل «أحكمَ» باشد و بهمعنای «محکم کن، استوار ساز، دقیق انجام بده» به کار میرود. همچنین در برخی کاربردها از ریشه «حُکم» و «حکمرانی» نیز ممکن است برداشت شود، اما در حالت رایج، دستور به استحکام، اتقان یا خوب انجام دادنِ کاری است. اگر در متن حقوقی یا قضایی بیاید، ممکن است معنای «داوری کن / حکم بده» نیز از آن فهمیده شود، هرچند شکل دقیق آن بسته به جمله فرق میکند.
جمله سازی با احکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلب المدير من الموظف أن احکم الموقف بسرعة قبل أن تتفاقم المشكلة في المكتب.
مدیر از کارمند خواست که قبل از اینکه مشکل در دفتر تشدید شود، سریعاً اوضاع را حل کند.
💡 في مثل هذه القضايا، يجب أن احکم بالعقل لا بالعاطفة.
در چنین مواردی، من باید با عقل قضاوت کنم، نه با احساسات.