الحکم

🌐 حکم

«الحُكم» به معنی «داوری، حکم، فرمان، قضاوت» است و بسته به جمله می‌تواند معنای «تصمیم قضایی»، «حکومت»، یا «حکم کردن» هم بدهد. این واژه از ریشه‌ای می‌آید که با داوری و فرمان‌رانی مرتبط است. در فارسی بسته به بافت، «حکم»، «داوری» یا «فرمان» ترجمه می‌شود.

جمله سازی با الحکم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يناقش الباحثون على الحکم القانوني في القضايا الحديثة بموضوعية وهدوء.

محققان احکام حقوقی در پرونده‌های مدرن را به صورت عینی و آرام مورد بحث قرار می‌دهند.

💡 لم يتسرع المسؤول على الحکم على الموقف قبل سماع جميع الأطراف.

این مقام رسمی قبل از شنیدن نظرات همه طرف‌ها، برای قضاوت در مورد وضعیت عجله نکرد.

💡 بالإضافة إلی ذالك وجب علی عبدالسلام عبدلله حاجي إبراهیم دفع رسوم الحکم البالغة أربعمائة لیرة سوریة.

علاوه بر این، عبدالسلام عبدالله حاجی ابراهیم موظف شد هزینه دادگاه را که چهارصد لیره سوری بود، بپردازد.

💡 اعتمد القاضي على الحکم النهائي بعد دراسة الأدلة والشهادات بعناية كبيرة.

قاضی پس از مطالعه دقیق شواهد و مدارک، حکم نهایی خود را صادر کرد.

کلمات مرتبط