فکبت
🌐 پس سرکوب کردم
«فَکَبَّتْ» از ریشه «کبّ» به معنی «به رو انداخت، سرنگون کرد، فرو افکند» است. این واژه در قالب فعل ماضی مؤنث مفرد آمده و معنی آن میشود: «پس او / آن (مؤنث) را سرنگون کرد» یا «پس به زمین افکند». در جمله، معمولاً نشاندهنده افتادن یا انداختن چیزی به حالت برعکس و وارونه است.
جمله سازی با فکبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حاولَ المتحدثُ أن يبررَ خطأه، لكنّ الجمهورَ فکبت كلامهُ بعدَ أن ظهرتِ الحقيقةُ بوضوح.
گوینده سعی کرد اشتباه خود را توجیه کند، اما حضار پس از روشن شدن حقیقت، او را ساکت کردند.
💡 عندما سمعَ الخبرَ المؤلمَ، فکبت المرأةُ دموعَها حتى لا تُحرجَ أبناءَها.
وقتی آن زن خبر دردناک را شنید، جلوی اشکهایش را گرفت تا فرزندانش را شرمنده نکند.
💡 في النقاشِ الحادِّ، فکبت الشابُّ غضبَهُ احترامًا لوالدهِ أمامَ الحاضرين.
در جریان بحث داغ، مرد جوان به احترام پدرش در مقابل حاضران، خشم خود را فرو خورد.