فغی

🌐 فقی

«فغی» یعنی «پس سرکشی کرد، پس ستم ورزید، از حد گذشت». این واژه از ریشه‌ی «غی» است و معنای خروج از اعتدال، ظلم، و رفتن به سوی نادرستی را می‌رساند. در زبان دینی و اخلاقی، بیشتر برای گناه و تجاوز از مرز حق به کار می‌رود.

جمله سازی با فغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حينَ أغراهُ المالُ، فغی عن طريقِ الاعتدالِ وبدأ يتصرفُ بتهورٍ شديدٍ.

وقتی پول او را وسوسه کرد، از جاده اعتدال خارج شد و با بی‌پروایی افراطی شروع به عمل کرد.

💡 نُصحَ مرارًا ألا فغی على زملائكَ، لكنَّهُ لم يستمعْ إلا بعدَ خسارةٍ كبيرةٍ.

بارها به او توصیه شد که با همکارانش پرخاشگر نباشد، اما او تنها پس از یک فقدان بزرگ به توصیه‌ها گوش می‌داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران