فطل
🌐 چربی
این واژه در اصل به معنای «سهلانگاری، بیهودهکاری، یا نادانی / کمخردی» آمده و در برخی منابع ممکن است معنای «کمارزشی یا سستی» هم بدهد. بسته به بافت، میتواند به چیزی بیفایده، سست یا سبک اشاره کند.
جمله سازی با فطل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عندما اهتزّ الإناء، فطل بعض الحليب خارج الكوب.
وقتی ظرف را تکان دادند، مقداری شیر از فنجان بیرون ریخت.
💡 رأيتُ أن الماء فطل من الزجاجة بعدما انكسر الغطاء في الحقيبة.
دیدم که بعد از شکستن درب بطری، آب از آن نشت کرد.
💡 في المطبخ، فطل الزيت على الأرض بسبب حركةٍ سريعةٍ أثناء الطهو.
در آشپزخانه، به دلیل حرکت سریع هنگام آشپزی، روغن روی زمین پاشیده شد.