فضة من
🌐 نقره از
این ترکیب هم بهتنهایی کامل نیست، اما «فضة» یعنی نقره و «من» یعنی از / از جنسِ. بنابراین معنای کلی میتواند «از نقره» یا «مقداری از نقره» باشد، بسته به متن.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نقره از
📌 تکهای از
جمله سازی با فضة من
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صنع الصائغ عقدًا جميلًا من فضة من نوعٍ نقيٍّ وراقي.
جواهرساز گردنبند زیبایی از نقره خالص و مرغوب ساخت.
💡 عُثر على تمثالٍ صغيرٍ من فضة من زمنٍ قديمٍ في المتحف.
یک مجسمه نقرهای کوچک مربوط به دوران باستان در موزه پیدا شد.
💡 أحبّت العروس خاتمًا من فضة من قوشٍ دقيقةٍ ولامعة.
عروس عاشق یک حلقه نقره با طرح ظریف و براق بود.