فصعق
🌐 او شوکه شد.
«فصعق» از ریشه «صعق» است و بهمعنای «بیهوش شد»، «از شدت ترس یا صدا از پا افتاد»، یا «غش کرد» میآید. این فعل معمولاً برای حالتی بهکار میرود که شخص تحت تأثیر شوک، ترس، صاعقه، یا صدای بسیار شدید از هوش برود. در متون دینی و ادبی نیز این واژه بسیار دیده میشود.
جمله سازی با فصعق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في المختبرِ، فصعقَ العاملُ بسببِ تماسٍّ كهربائيٍّ مفاجئٍ أثناءَ إصلاحِ الجهازِ.
در آزمایشگاه، کارگر هنگام تعمیر دستگاه، به دلیل اتصال کوتاه ناگهانی برق، دچار برق گرفتگی شد.
💡 فصعقَ الرجلُ عندما سمعَ النبأَ الحزينَ عن وفاةِ صديقِه القديمِ.
مرد وقتی خبر غم انگیز مرگ دوست قدیمی اش را شنید، شوکه شد.
💡 فصعقَ الشابُّ من شدةِ المفاجأةِ حينَ رأى أخاهُ الذي ظنَّهُ مسافرًا.
مرد جوان وقتی برادرش را که فکر میکرد مسافر است دید، از تعجب شوکه شد.