فرضا

🌐 فرض کنید

«فرضًا» به معنای «فرض کنیم»، «مثلاً»، «به‌طور فرضی» یا «فرضاً» است. این واژه برای بیان یک حالتِ فرضی یا مثال‌زدن درباره‌ی چیزی که قطعی نیست استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تحمیل شده

📌 تحمیل

جمله سازی با فرضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 على الرغم من أنها تفرض من أجل حماية مصالح المستهلكين، ينظر إليها من قبل الكثيرين باعتبارها فرضا على حقوقهم الشخصية.

اگرچه این قانون به منظور حفاظت از منافع مصرف‌کنندگان وضع شده است، اما بسیاری آن را نقض حقوق شخصی آنها می‌دانند.

💡 ‬هي كانت دائما‬ ‫تلهمني األمل في الحياة وتعلمني دروس‬ ‫اإليمان باهلل كالبوصلة ترشدني إلى‬ ‫طريق الحق دائما فرضا عنها يا هللا‪

او همیشه به من امید به زندگی می‌داد و درس ایمان به خدا را به من می‌آموخت، مانند قطب‌نمایی که مرا به مسیر حقیقت هدایت می‌کرد. خدا او را رحمت کند.

💡 الوالدان المتسلطان فرضا قواعد صارمة، ولم يتركوا الكثير من المجال لطفلهما ليكون فردًا.

والدین مستبد، قوانین سختگیرانه‌ای وضع می‌کردند و فضای کمی برای فرزندشان باقی می‌گذاشتند تا فردیت خود را نشان دهد.

💡 ناقش الباحث الاحتمال فرضًا قبل أن ينتقل إلى تحليل النتائج الفعلية.

محقق قبل از اینکه به تجزیه و تحلیل نتایج واقعی بپردازد، احتمال را به عنوان یک فرضیه مورد بحث قرار داد.

💡 ثانيا: هذا التعديل ليس فرضا أجنبيا.

دوم: این اصلاحیه یک تحمیل خارجی نیست.

💡 لا يمكن أن نبني القرار على فرضًا غير مدعوم بالأدلة أو البيانات الصحيحة.

ما نمی‌توانیم بر اساس فرضی که شواهد یا داده‌های صحیح از آن پشتیبانی نمی‌کنند، تصمیمی بگیریم.

کلمات مرتبط