فراقها

🌐 عزیمت او

«فِراقُها» یعنی «جداییِ او / آن» با ضمیر «ها» که معمولاً به غایب مؤنث یا گاهی به یک چیز مؤنث اشاره می‌کند. این واژه نیز برای بیان دوری، ترک شدن، یا جدا شدنِ یک زن، یک چیز، یا یک مفهوم مؤنث‌گونه به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فراق او

📌 از او جدا شو

جمله سازی با فراقها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وأنهم رغم فجيعتهم على فراقها هم مرتاحوا البال لكون دمها لم يذهب عبثًا.

و اینکه با وجود غم و اندوهشان از فقدان او، با دانستن اینکه خون او بیهوده ریخته نشده است، در آرامش هستند.

💡 كانت الأمُّ تحاولُ إخفاءَ دموعِها عند فراقها ابنتها في صباحِ السفرِ.

مادر صبح روز سفر، هنگام جدایی از دخترش، سعی می‌کرد اشک‌هایش را پنهان کند.

💡 ‬بس محصلش وعيطت‬ ‫بصراحة قولت أكيد زي ما بسمع الزمن كفيل يعالج‬ ‫وجع فراقها.

اما نشد و من گریه کردم. راستش را بخواهید، گفتم آنطور که می‌شنوم، زمان درد رفتنش را التیام خواهد بخشید.

💡 شعرَ الجميعُ بأنَّ فراقها تركَ فراغًا كبيرًا في المنزلِ والمكتبِ معًا.

همه احساس می‌کردند که رفتن او جای خالی بزرگی را هم در خانه و هم در محل کار به جا گذاشته است.

💡 بقيَ صوتُها في الذاكرةِ طويلًا بعد فراقها المفاجئِ عن الفريقِ.

صدای او مدت‌ها پس از جدایی ناگهانی‌اش از تیم در خاطرات ما باقی ماند.

کلمات مرتبط