فراقه

🌐 رفتن او

«فِراقُه» یعنی «جداییِ او» یا «دور شدنِ او» و ضمیر «ه» به غایب مفرد مذکر برمی‌گردد. این صورت بیشتر برای بیان فاصله گرفتن یا از دست رفتنِ شخصیِ مردانه یا مذکری در متن به کار می‌رود و مانند دیگر مشتقات «فراق»، معنای جدایی و دوری دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جدا شدن

📌 فراق او

جمله سازی با فراقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان فراقه عن المدينةِ القديمةِ صعبًا، لكنه اختارَ بدايةً جديدةً في مكانٍ آخر.

ترک شهر قدیمی برای او دشوار بود، اما او شروعی نو را در جای دیگری برگزید.

💡 نصيحة فراقه هو أنه لا ينبغي عليك في الواقع أن تتواجد على الإنترنت كثيرًا.

توصیه او بعد از جدایی این است که واقعاً نباید زیاد آنلاین باشید.

💡 بكى الطفلُ عند فراقه والدهُ الذي اضطرَّ للسفرِ من أجلِ العملِ.

کودک هنگام جدایی از پدرش که مجبور بود برای کار به سفر برود، گریه می‌کرد.

💡 لكنّني أخاف من فراقه أكثر من خوفي من عمله.

اما من بیشتر از اینکه از کارش بترسم، از از دست دادنش می‌ترسم.

💡 لم ينسَ أحدٌ لحظةَ فراقه عندما ودّعَ أصدقاءهُ أمامَ البابِ الكبيرِ.

هیچکس لحظه رفتنش را فراموش نکرد وقتی که جلوی در بزرگ با دوستانش خداحافظی کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران