فدخل

🌐 او وارد شد

این ترکیب در ظاهر شبیه «فدخل» به معنی «و داخل شد / پس وارد شد» است، یعنی حرف عطف یا آغازگر «فـ» + فعل «دخل» (داخل شدن). در فارسی معمولاً به صورت «پس داخل شد» یا «آنگاه وارد شد» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او وارد شد

📌 و وارد شد

جمله سازی با فدخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمع الطبيب انين المريض فدخل إلى الغرفة بسرعة.

دکتر صدای ناله بیمار را شنید و سریع وارد اتاق شد.

💡 لم راَ المسافرُ اللوحةَ الإرشادية، فدخل من الممر الخطأ دون قصد.

مسافر تابلو را ندید، بنابراین ناخواسته از مسیر اشتباه وارد شد.

💡 في ذلك اليوم، وترکتم الباب مفتوحًا فدخل الهواء البارد إلى المنزل.

آن روز، در را باز گذاشتی و هوای سرد وارد خانه شد.

💡 عند المساء فدخل الأطفال إلى الصف بسرعة قبل بدء الحصة.

عصر، بچه‌ها قبل از شروع درس، سریع وارد کلاس شدند.

💡 سمعنا رنين الجرس في بداية الحصة، فدخل الطلاب بسرعة إلى الصف.

صدای زنگ شروع کلاس را شنیدیم، بنابراین دانش‌آموزان به سرعت وارد کلاس شدند.

💡 انسيت أن أغلق النافذة قبل بدء المطر، فدخل الماء إلى الغرفة.

فراموش کردم قبل از شروع باران پنجره را ببندم، بنابراین آب وارد اتاق شد.

💡 أَظْلَمَتِ السماءُ فجأةً قبل المطر، فدخل الناس إلى بيوتهم بسرعة.

آسمان ناگهان قبل از باران تاریک شد، بنابراین مردم به سرعت به خانه‌هایشان رفتند.

💡 كانت نافذة اطاق مفتوحة، فدخل الهواء البارد إلى الغرفة.

پنجره اتاق باز بود، برای همین هوای سرد وارد اتاق می‌شد.

💡 فتحتا النافذتين معًا فدخل ضوء الصباح إلى الغرفة الهادئة.

آنها هر دو پنجره را با هم باز کردند و نور صبحگاهی وارد اتاق ساکت شد.

کلمات مرتبط