فخري

🌐 افتخاری

«فخري» یعنی «افتخار من» یا «سربلندی من». این واژه از «فخر» ساخته شده و معمولاً با ضمیر «ـي» به معنای «من» می‌آید. در فارسی می‌توان آن را «مایهٔ افتخارم» یا «فخرِ من» ترجمه کرد. این کلمه در بافت‌های ادبی و احساسی بسیار رایج است و برای نشان دادن وابستگی چیزی به شخص و ارزشمند بودن آن برای او به کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 افتخاری

📌 بازنشسته

📌 عنوانی

جمله سازی با فخري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذا الكتاب يحمل اسمي، وهو عمل فخري الذي أعتز به كثيرًا.

این کتاب به نام من است و اثری افتخارآمیز است که بسیار برایش ارزش قائلم.

💡 دعاني الأستاذ إلى المنصة وقال إن حضوري فخري ليس إلا.

استاد مرا به جایگاه دعوت کرد و گفت که حضور من صرفاً یک افتخار است.

💡 نظم حملة لجمع التبرعات كرئيس بلدية فخري لدعم برامج الشباب المحلية.

او به عنوان شهردار افتخاری، یک کمپین جمع‌آوری کمک مالی برای حمایت از برنامه‌های جوانان محلی ترتیب داد.

💡 كرّمته الجامعة كعضو هيئة تدريس متقاعد فخري تقديراً لسنوات خدمته.

دانشگاه به پاس قدردانی از سال‌ها خدمت ایشان، ایشان را به عنوان عضو افتخاری هیئت علمی بازنشسته کرد.

💡 شاركت في الحفل بصفة فخري دون أي مقابل مالي، احترامًا للمناسبة.

من به احترام این مناسبت، به صورت افتخاری و بدون هیچ گونه وجهی در این مراسم شرکت کردم.

کلمات مرتبط