فخذي

🌐 ران من

«فَخِذي» ممکن است به دو معنا نزدیک باشد: یا «رانِ من» (اگر «ی» یای متکلم باشد)، یا در برخی ساخت‌ها صورت امری / خطابی مرتبط با «فخذ»؛ اما به شکل ساده، محتمل‌ترین برداشت در کنار واژهٔ فخذ، «رانِ من» است. با این حال بدون متن، این واژه نیز کمی مبهم است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ران من

📌 ران هایم

📌 لگن من

📌 کشاله ران من

📌 فمورال

📌 ران داخلی من

جمله سازی با فخذي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 إذن، لقد ظهر القليل من الإحمرار على فخذي من الداخل.

بنابراین، کمی قرمزی روی قسمت داخلی ران من ظاهر شد.

💡 مررت بتمزق بسيط في فخذي بسبب الجري السريع.

به دلیل دویدن سریع، دچار پارگی جزئی در ران پایم شدم.

💡 وضعتُ كمادة باردة على فخذي لتخفيف الالتهاب.

کمپرس سرد روی ران پایم گذاشتم تا التهابش کمتر شود.

💡 شعرت بألم في فخذي بعد التمرين الطويل.

بعد از تمرین طولانی، در ران پایم احساس درد کردم.

💡 خلال المباراة، أُصبِتُ بشد عضلي في فخذي أثناء الركض بسرعة.

در طول مسابقه، هنگام دویدن سریع، دچار کشیدگی عضله ران شدم.

💡 من أجل ذلك، فإن الغاية النهائية للعلاج هي الحصول بجميع الوسائل على رأس فخذي كروي وليس مسطح.

بنابراین، هدف نهایی درمان، به هر طریقی، دستیابی به یک سر فمور کروی و نه یک سر صاف است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران