فخذها

🌐 بگیرش.

«فَخِذُها» یعنی رانِ او (برای مؤنث) / رانِ آن. ضمیر «ها» نشان می‌دهد که مرجع آن مؤنث است یا به چیزی با جنس مؤنث اشاره می‌شود. در فارسی طبیعی‌ترین ترجمه‌اش «رانِ او» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ران او

📌 باسن او

جمله سازی با فخذها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رجل آخر يلمس شعرها, فخذها ملابسها الداخليه الورديه...

مرد دیگری به موها، ران و لباس زیر صورتی‌اش دست می‌زند...

💡 إشتكت من ألم في فخذها وساقها السليمة

او از درد در ران و پای سالمش شکایت داشت.

💡 إذا رأيتها في الطريق، فخذها إلى المنزل بسرعة قبل أن يبدأ المطر.

اگر او را در جاده دیدید، قبل از شروع باران، سریع او را به خانه ببرید.

💡 ساعدتها الطبيبة في فحص فخذها المصاب.

پزشک به او کمک کرد تا ران آسیب‌دیده‌اش را معاینه کند.

💡 شعرت بانقباض في فخذها أثناء الركض السريع.

او هنگام دویدن سریع، انقباضی را در ران خود احساس کرد.

💡 اشتكت من ألم في فخذها بعد التمرين القاسي.

او پس از ورزش شدید از درد در ران خود شکایت داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران