فتل
🌐 پیچ خوردگی
«فتل» در عربی به معنای تاباندن، پیچاندن، یا رشتهای را به هم پیچیدن است. این واژه برای تابیدن ریسمان، طناب، یا هر چیز باریک و انعطافپذیر بهکار میرود. در فارسی میتوان آن را «پیچاندن»، «تاب دادن»، یا «ریسمان را تاب دادن» ترجمه کرد. گاهی نیز در معنای مجازی، بهکارگیریِ حیلهگرانه یا پیچیدهکردنِ کار را میرساند، ولی معنای اصلی همان «تاباندن» است.
اسم (noun)
📌 فتیله گذاری
📌 پیچ خوردگی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پیچ و تاب
جمله سازی با فتل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أستطيع، بواسطة ذلك الحبل، أن أصنع سلاح فتل يُسمى المنجنيق.
با اون طناب، میتونم یه سلاح پیچشی به اسم منجنیق درست کنم.
💡 قام العاملُ بـ فتل الحبل بإحكام حتى أصبح صالحًا للاستخدام.
کارگر طناب را محکم پیچاند تا قابل استفاده شد.
💡 يحتاج الحرفي إلى صبرٍ حين فتل الأسلاك الصغيرة في عمله اليدوي.
صنعتگر هنگام پیچاندن سیمهای کوچک در کار دستی خود به صبر و شکیبایی نیاز دارد.
💡 في المطبخ كانت الجدة فتل الخيط حول العجين بحركةٍ دقيقة.
مادربزرگ در آشپزخانه با حرکتی دقیق نخ را دور خمیر میپیچید.