فترک

🌐 فاترک

این واژه یعنی «پس ترک کرد، رها کرد، گذاشت و رفت». «فـ» در آغاز، پیوندِ معناییِ «پس / آنگاه» می‌دهد و «ترک» خود به معنای رها کردن است. در فارسی معمولاً می‌گوییم: «سپس او را واگذاشت» یا «در نتیجه، آن را ترک کرد.»

جمله سازی با فترک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعر بالتعب الشديد، فترک العمل قبل انتهاء الدوام.

او به شدت احساس خستگی می‌کرد، بنابراین قبل از پایان شیفتش محل کار را ترک کرد.

💡 تأخر القطار كثيرًا، فترک بعض الركاب المحطة وذهبوا إلى سيارات الأجرة.

قطار خیلی دیر کرده بود، بنابراین برخی از مسافران ایستگاه را ترک کردند و به سمت تاکسی‌ها رفتند.

💡 رأى أن الجدال لا يفيد، فترک المجلس بهدوء.

او دید که بحث کردن بی‌فایده است، بنابراین بی‌سروصدا جلسه را ترک کرد.

کلمات مرتبط