احدق

🌐 خیره شدن

این واژه از ریشه «ح د ق» است و در عربی معمولاً به معنای «گِرد آمد، احاطه کرد، محاصره نمود» به‌کار می‌رود؛ همچنین در برخی کاربردها می‌تواند صیغه‌ای از فعل مربوط به «چشم دوختن / دقیق نگاه کردن» هم باشد. اگر در متن دیده شود، غالباً مفهومِ «در برگرفتن و احاطه کردن» از آن فهمیده می‌شود.

فعل (verb)

📌 خیره شدن به

📌 نگاه کردن

جمله سازی با احدق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كنت واقف احدق بالجدار, كما تفعل انت.

من هم مثل تو ایستاده بودم و به دیوار خیره شده بودم.

💡 كنت أفعل دورية روتينية محيطة الشيء التالي الذي أعرف، استيقظت وأنا احدق في السقف.

داشتم طبق معمول گشت می‌زدم که یهو از خواب پریدم و به سقف خیره شدم.

💡 في الاجتماعِ، كان المديرُ احدق الحاضرينَ بنظرةٍ حادةٍ قبلَ أن يبدأَ الكلامَ.

در جلسه، مدیر قبل از شروع صحبت، نگاه تندی به حضار انداخت.

💡 في احدق في اللوحة بصمت لأفهم التفاصيل الصغيرة فيها.

من در سکوت به نقاشی خیره شدم تا جزئیات کوچک آن را درک کنم.

💡 هذا الطالبُ احدق الناسَ بالأسئلةِ في قاعةِ الدرسِ حتى انتهتِ الحصةُ بسرعة.

این دانش‌آموز مدام از همه افراد حاضر در کلاس سوال می‌پرسید تا اینکه درس به سرعت تمام شد.

💡 ظلَّ الحارسُ احدق البابَ طوالَ الليلِ خوفًا من أيِّ حركةٍ غيرِ عادية.

نگهبان تمام شب از ترس هرگونه حرکت غیرمعمول، به در خیره شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران