فتة
🌐 فتاح
«فُتَّة» یا «فِتَّة» بسته به تلفظ و کاربرد، معمولاً به معنی «تکهتکهشده، خردشده، ریزریز شده» است. این واژه از مفهوم شکستن یا نرم و خرد شدن میآید و میتواند برای چیزهایی مانند نان خردشده، مادهٔ لهشده یا اجزای ریزشدهٔ یک چیز به کار رود. گاهی در نام غذا هم دیده میشود.
جمله سازی با فتة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أكلتُ فتة اللحم في المطعم الشعبي مع الخبز المحمص واللبن.
من در رستوران محبوب، فطه گوشت با نان تست و ماست خوردم.
💡 اشتهرت تلك المدينةُ بطبق فتة التقليدي الذي يحبّه الزوار.
آن شهر به خاطر غذای سنتی فطهاش معروف است که بازدیدکنندگان عاشقش میشوند.
💡 حضرتُ في رمضان طبق فتة لذيذًا على مائدة العائلة.
در ماه رمضان، یک غذای خوشمزه فاته برای سفره خانواده درست کردم.