فاسد

🌐 فاسد

«فاسد» یعنی تباه، خراب، نادرست، یا از نظر اخلاقی و عملی ناسالم. این واژه هم در امور مادی به‌کار می‌رود، مثل غذایی که فاسد شده، و هم در مسائل اخلاقی یا فکری، مانند عمل فاسد یا رأی فاسد.

اسم (noun)

📌 رد کردن

صفت (adjective)

📌 فاسد

📌 پوسیده

📌 بد

📌 خراب شده

📌 کج و معوج

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 منحط

جمله سازی با فاسد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬لم يكن أحد ليجرؤ على إخبار‬ ‫ملك فرنسا بأن النبيذ الذي يقدم في قصره فاسد‪

هیچ کس جرأت نمی‌کرد به پادشاه فرانسه بگوید که شرابی که در کاخش سرو می‌شود، فاسد شده است.

💡 لا ينجح المجتمع إذا بقي فاسد يعبث بالقوانين ويخدع الناس.

اگر جامعه‌ای فاسد بماند، قوانین را دستکاری کند و مردم را فریب دهد، نمی‌تواند موفق شود.

💡 لكن لدينا الآن جسمًا غير فاسد - أي جسم لم يتم تحنيطه، ولكنه في حالة حفظ مثالية أو شبه مثالية.

اما اکنون ما یک جسد فسادناپذیر داریم - یعنی بدنی که مومیایی نشده، بلکه در وضعیت کامل یا تقریباً کاملِ حفظ شده قرار دارد.

💡 »‬‫ «لقد خزن كل ما هو فاسد من الخرضاوات عىل مدار أسبوعني‪».

او تمام سبزیجات خراب را برای دو هفته انبار کرد.

💡 رفض القاضي أي تأثير من شخصٍ فاسد يحاول التلاعب بالعدالة.

قاضی هرگونه نفوذ فرد فاسدی را که سعی در دستکاری عدالت دارد، رد کرد.

💡 وهذا زعم فاسد لأسباب قانونية وأسباب واقعية في آن واحد معا.

این ادعا هم از نظر حقوقی و هم از نظر واقعی، ادعایی نادرست است.