فاحتضنتني
🌐 او مرا در آغوش گرفت
«فاحتضنتني» یعنی «پس مرا در آغوش گرفت» یا «مرا بغل کرد». این فعل از «احتضن» میآید و «ني» ضمیرِ مفعولیِ اولشخص مفرد است، یعنی «مرا». این واژه بار عاطفی و صمیمی دارد و برای آغوش کشیدنِ محبتآمیز به کار میرود.
جمله سازی با فاحتضنتني
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فاحتضنتني أختي الصغيرةُ بفرحٍ كبيرٍ عندما نجحتُ في الامتحانِ، فامتلأ قلبي بالسعادةِ.
خواهر کوچکم وقتی امتحان را قبول شدم از خوشحالی زیاد مرا در آغوش گرفت و قلبم از شادی لبریز شد.
💡 فاحتضنتني أمي عندَ عودتي من السفرِ، وشعرتُ حينها بأنَّ الغربةَ انتهتْ في لحظةٍ واحدةٍ.
مادرم وقتی از سفر برگشتم مرا در آغوش گرفت و در آن لحظه احساس کردم که تنهاییام در یک لحظه به پایان رسیده است.
💡 فاحتضنتني جدتي في المساءِ الطويلِ، وأعادتْ إليَّ الطمأنينةَ بكلماتِها الدافئةِ.
مادربزرگم در طول آن شب طولانی مرا در آغوش گرفت و سخنان گرمش آرامش را به من بازگرداند.