فاتبعه

🌐 دنبالش برو

یعنی «پس او را دنبال کرد» یا «از او پیروی کرد»؛ این عبارت نشان می‌دهد که فاعل، شخص یا چیزی را تعقیب یا همراهی کرده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دنبالش رفت

جمله سازی با فاتبعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأى الرجلَ يدخل المبنى فاتبعه حتى الباب.

او مرد را دید که وارد ساختمان شد، بنابراین او را تا در دنبال کرد.

💡 غادر السائحُ السوقَ القديم، فاتبعه المرشدُ ليشرح له الطريق.

توریست از بازار قدیمی بیرون رفت و راهنما دنبالش رفت تا راه را برایش توضیح دهد.

💡 حين تحركت السيارةُ ببطء، فاتبعه الصبيُّ بعينيه حتى اختفت.

وقتی ماشین به آرامی حرکت کرد، پسر با چشمانش آن را دنبال کرد تا ناپدید شد.

💡 سار القائدُ نحو الممرّ الضيق، فاتبعه الحارسُ بحذرٍ وهدوء.

رهبر به سمت گذرگاه باریک رفت و نگهبان با احتیاط و آرام او را دنبال کرد.

💡 لم يتردد كثيرًا، فاتبعه مباشرة إلى المكان المطلوب.

او زیاد تردید نکرد و مستقیماً او را تا محل مورد نظر دنبال کرد.

💡 ناداه المعلم فاتبعه الطالب إلى غرفة الإدارة.

معلم او را صدا زد و دانش‌آموز به دنبالش تا دفتر مدیریت رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران