وتبعه

🌐 و او را دنبال کرد

این نیز از ریشه‌ی «تبع» است و به معنی «از او پیروی کرد، دنبالش رفت، او را دنبال کرد» است. این صورت می‌تواند هم «او را دنبال کرد» و هم «بر اثر او آمد / به دنبال او آمد» معنا دهد. در فارسی ساده: «دنبالش رفت» یا «از او پیروی کرد».

حرف ربط (conjunction)

📌 به دنبال آن

جمله سازی با وتبعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد أن غادر الحافلة، وتبعه بعض الركاب إلى المحطة التالية.

بعد از اینکه او از اتوبوس پیاده شد، چند مسافر تا ایستگاه بعدی دنبالش رفتند.

💡 دخل الطفل المتجر، وتبعه أخوه الأصغر وهو يحمل الحقيبة.

کودک وارد مغازه شد و به دنبالش برادر کوچکترش که کیف را حمل می‌کرد، وارد شد.

💡 ظهر القائد في مقدمة الصف، وتبعه الجنود بنظامٍ واضح.

فرمانده در جلوی صف ظاهر شد و سربازان به ترتیب و با نظم خاصی به دنبالش آمدند.

💡 ورأى أن الخادم قد تم رميه إلى المطعم من الخارج، وتبعه كلب أصفر كبير عضلي.

او دید که خدمتکار از بیرون به داخل رستوران پرتاب شده و به دنبالش یک سگ زرد بزرگ و عضلانی هم افتاده است.

💡 ‬نهض بوتشيللي ووضع قبعته‬ ‫على رأسه وتبعه رايت ليودعه‪

بوچلی بلند شد، کلاهش را روی سرش گذاشت و رایت هم برای خداحافظی دنبالش رفت.

💡 »‬‫مضغ مكعب من الباذنجان وتبعه بلقمة من الكباب املغمس بالطامطم‬ ‫املشوية ورد عليها «طب ًعا سوف أرفع رأسك غ ًدا‪».

او یک مکعب بادمجان جوید و به دنبال آن لقمه‌ای از کباب کوبیده که در گوجه فرنگی کبابی خوابانده شده بود، خورد و پاسخ داد: «البته که فردا سرت را بالا می‌گیرم.»

کلمات مرتبط