فٱنسلخ

🌐 پس خودش را کنار کشید

از ریشه «س ل خ» به معنی «پوست کندن» و به‌صورت مجازی «جدا شدن، بیرون آمدن، رها شدن» است. «فٱنسلخ» یعنی «پس جدا شد» یا «از آن بیرون آمد». در کاربردهای استعاری، برای جدا شدن از چیزی به‌طور کامل و ناگهانی هم به کار می‌رود، مثل جدا شدن شب از روز یا رها شدن از یک حالت.

جمله سازی با فٱنسلخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الصيف فٱنسلخ الثعبان من جلده ثم اختبأ بين الصخور.

در تابستان، مار پوست می‌انداخت و در میان سنگ‌ها پنهان می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران