احجل

🌐 گراز

این صورت نادر است و در عربی معیار به‌ندرت به‌صورت مستقل دیده می‌شود. احتمال دارد با واژه‌هایی مربوط به «لنگیدن، کند راه رفتن، یا محدود بودن حرکت» پیوند داشته باشد، اما برای قطعیت باید منبع مشخص باشد. به‌تنهایی، معنی آن روشن و پرکاربرد نیست.

جمله سازی با احجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلب المسؤول أن احجل الاجتماع حتى يحضر جميع الأعضاء المشاركين.

آن مقام رسمی درخواست کرد که جلسه را تا زمان حضور همه اعضای شرکت‌کننده به تعویق بیندازم.

💡 قد يضطر الطبيب إلى أن احجل العملية إذا لم تكن التحاليل جاهزة بعد.

اگر آزمایش‌ها هنوز آماده نشده باشند، ممکن است پزشک مجبور شود عمل را به تعویق بیندازد.

کلمات مرتبط