غير المشروعة

🌐 غیرقانونی

«غیرِ مشروعة» شکل مؤنثِ «غیرمشروع» است و همان معنای «نامشروع، غیرقانونی، ناروا» را دارد، اما برای اسم مؤنث به‌کار می‌رود. این واژه در متون حقوقی، سیاسی و دینی برای توصیف یک عمل یا وضعیت غیرمجاز استفاده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 غیرقانونی

📌 نادرست

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 غیرقانونی

📌 نامنظم

جمله سازی با غير المشروعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الضحايا من الوفيات غير المشروعة يستحقون العدالة والتعويض عن معاناتهم.

قربانیان مرگ‌های غیرقانونی مستحق عدالت و جبران خسارت برای رنج خود هستند.

💡 ‬واللذان يعيشان حياة مضطربة فهذين الزوجين البائسين والمتواطئين على تبادل العالقات الجنسية‬ ‫غير المشروعة‪

این زوج بدبخت که زندگی پرآشوبی داشتند، برای برقراری روابط جنسی نامشروع توطئه کردند.

💡 أدانت المحكمة الأفعال غير المشروعة المرتبطة بالرشوة.

دادگاه اقدامات غیرقانونی مربوط به رشوه خواری را محکوم کرد.

💡 ويمكن مصادرة أراضي المزارع الريفية المستخدمة في الزراعة غير المشروعة وإعادتها الى الدولة.

زمین‌های کشاورزی روستایی که برای کشاورزی غیرقانونی استفاده می‌شوند، می‌توانند مصادره و به دولت بازگردانده شوند.

💡 تنتشر الممارسات غير المشروعة عندما يضعف الرقابة.

وقتی نظارت ضعیف باشد، اعمال غیرقانونی گسترش می‌یابد.

💡 كشفت التقارير عن أرباح غير المشروعة في بعض المعاملات.

گزارش‌ها حاکی از سودهای نامشروع در برخی معاملات است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران