غلام

🌐 غلام

«غلام» در عربی به معنای پسر نوجوان، جوان کم‌سن، خدمتکار یا بنده است. در متون قدیم، این واژه هم برای اشاره به سن و هم برای مقام خدمت‌گزاری استفاده می‌شد. در فارسی هم «غلام» گاه به معنای «بنده» و گاه به‌عنوان واژه‌ای ادبی و احترام‌آمیز در ترکیب‌هایی مانند «غلامِ آستان» به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 پسر

📌 بچه

📌 پسر بچه

📌 گلم

📌 مرد جوان

📌 برده

جمله سازی با غلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تربّى غلام ٌ يتيمٌ في بيتِ عمّهِ وتعلّمَ الحِرفةَ مبكرًا.

پسری یتیم در خانه عمویش بزرگ شد و از همان کودکی این حرفه را آموخت.

💡 ابتسمَ الرجلُ وقالَ: غلام يا، تعالَ وساعدني في ترتيبِ الغرفةِ.

مرد لبخندی زد و گفت: «پسر، بیا کمکم کن اتاق را مرتب کنم.»

💡 ناداهُ الأبُ: غلام يا، احملْ هذهِ الأكياسَ إلى الداخلِ بسرعةٍ.

پدر او را صدا زد: پسر، این کیسه‌ها را سریع به داخل ببر.

💡 رأى المسافرُ غلام ًا يقودُ القطيعَ نحوَ المراعيِ البعيدةِ.

مسافر پسری را دید که گله را به سمت مراتع دوردست هدایت می‌کرد.

💡 قالَ الشيخُ لـ غلام يا، لا تتأخرْ عن موعدِ الصلاةِ.

شیخ به غلام یا گفت: «برای وقت نماز دیر نکن.»

💡 كانَ غلام ٌ صغيرٌ يساعدُ والدهُ في الدكانِ كلَّ صباحٍ.

پسر بچه‌ای بود که هر روز صبح در مغازه به پدرش کمک می‌کرد.

کلمات مرتبط