غرب

🌐 غرب

«غرب» در اصل به‌معنای جهتِ مغرب، یعنی سمتِ غروبِ خورشید است. در زبان عربی و فارسی همچنین می‌تواند به دنیای غرب، کشورهای غربی، یا ناحیه‌ای در سمتِ غرب اشاره کند. افزون بر این، «غرب» در معنای «رفتن و ناپدید شدن خورشید» یا «فرورفتن در غروب» هم دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 غرب

📌 غربی

📌 شرقی-غربی

فعل (verb)

📌 به غرب برو

اسم / فعل (noun / verb)

📌 به سمت غرب

جمله سازی با غرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫غرب ىو ذلك المجتمع الذي تزدحم طرقاتو بأفخر وأحدث السيارات المستوردة

غرب آن جامعه‌ای است که جاده‌هایش مملو از لوکس‌ترین و جدیدترین ماشین‌های وارداتی است.

💡 تقع الشمس في غرب الأفق كل مساء خلف الجبال العالية.

خورشید هر عصر در غرب افق، پشت کوه‌های بلند غروب می‌کند.

💡 ‫أترك رأسي على وسادتي وُأس ر ع بال رأس نح و‬ ‫مدن غرب األرض التي ال تنام ولذا ال تحلم‪.

سرم را روی بالش می‌گذارم و با سرعت به سمت شهرهای مغرب زمین که نمی‌خوابند و بنابراین رویا نمی‌بینند، می‌روم.

💡 ‬هو أنه توجد‬ ‫بالد تدعى ''روزالينا'' تقع غرب القارة الشرقية نسبة إلى قارتنا‪

این است که کشوری به نام «روزالینا» در غرب قاره شرقی، در ارتباط با قاره ما، واقع شده است.

💡 ‬حيث سنستغل الغابات التي تتواجد أمامنا‬ ‫شمال شرق و شمال غرب المقر‪

ما از جنگل‌های واقع در شمال شرقی و شمال غربی ستاد استفاده خواهیم کرد.

💡 سافرتُ إلى غرب البلاد للعمل في شركة جديدة خلال الصيف الماضي.

تابستان گذشته برای کار در یک شرکت جدید به غرب کشور سفر کردم.

💡 ازداد الاهتمام بالاستثمار في غرب المنطقة بعد افتتاح الطريق السريع.

علاقه به سرمایه گذاری در بخش غربی منطقه پس از افتتاح بزرگراه افزایش یافت.

کلمات مرتبط