غرب
🌐 غرب
اسم (noun)
📌 غرب
📌 غربی
📌 شرقی-غربی
فعل (verb)
📌 به غرب برو
اسم / فعل (noun / verb)
📌 به سمت غرب
جمله سازی با غرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غرب ىو ذلك المجتمع الذي تزدحم طرقاتو بأفخر وأحدث السيارات المستوردة
غرب آن جامعهای است که جادههایش مملو از لوکسترین و جدیدترین ماشینهای وارداتی است.
💡 تقع الشمس في غرب الأفق كل مساء خلف الجبال العالية.
خورشید هر عصر در غرب افق، پشت کوههای بلند غروب میکند.
💡 أترك رأسي على وسادتي وُأس ر ع بال رأس نح و مدن غرب األرض التي ال تنام ولذا ال تحلم.
سرم را روی بالش میگذارم و با سرعت به سمت شهرهای مغرب زمین که نمیخوابند و بنابراین رویا نمیبینند، میروم.
💡 هو أنه توجد بالد تدعى ''روزالينا'' تقع غرب القارة الشرقية نسبة إلى قارتنا
این است که کشوری به نام «روزالینا» در غرب قاره شرقی، در ارتباط با قاره ما، واقع شده است.
💡 حيث سنستغل الغابات التي تتواجد أمامنا شمال شرق و شمال غرب المقر
ما از جنگلهای واقع در شمال شرقی و شمال غربی ستاد استفاده خواهیم کرد.
💡 سافرتُ إلى غرب البلاد للعمل في شركة جديدة خلال الصيف الماضي.
تابستان گذشته برای کار در یک شرکت جدید به غرب کشور سفر کردم.
💡 ازداد الاهتمام بالاستثمار في غرب المنطقة بعد افتتاح الطريق السريع.
علاقه به سرمایه گذاری در بخش غربی منطقه پس از افتتاح بزرگراه افزایش یافت.