عيان

🌐 چشم

«عيان» معمولاً به معنی «آشکار»، «پیدا» یا «نمایان» است و در بعضی کاربردها می‌تواند به معنی «بیمار» یا «کسی که حالش خوب نیست» هم بیاید، ولی رایج‌ترین معنای آن «آشکار و واضح» است.

اسم (noun)

📌 شاهد عینی

📌 شاهد

📌 شاهد بودن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شاهدان عینی

جمله سازی با عيان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدا الطفل عيان بعد أن قضى الليل كله بلا نوم.

کودک پس از گذراندن تمام شب بدون خواب، بیمار به نظر می‌رسید.

💡 ‫قال شيخ الن ور‪ :‬الطفل المولود الجديد قالوا كان عيان شوية بقى كويس؟

شیخ النور گفت: کودک تازه متولد شده کمی مریض بود، اما الان خوب شده است؟

💡 رواه الصحفي عن شاهد عيان بعد انتهاء الحادث مباشرة.

این روزنامه‌نگار آن را بر اساس روایت یک شاهد عینی بلافاصله پس از حادثه روایت کرده است.

💡 كنت عيان قليلًا أمس، لكنني شعرت بتحسن بعد الدواء.

دیروز کمی مریض بودم، اما بعد از خوردن دارو حالم بهتر شد.

💡 ‬اصال الولد االول كان عيان من ولدوه لغاية‬ ‫مات‪.

پسر اول از بدو تولد تا زمان مرگش بیمار بود.

💡 الطبيب قال إن الرجل عيان ويحتاج إلى راحة تامة لعدة أيام.

پزشک گفت که این مرد بیمار است و به چند روز استراحت مطلق نیاز دارد.

💡 استقصا الصحفي تفاصيل الحادث من شهود عيان قبل نشر الخبر في الجريدة.

این روزنامه‌نگار پیش از انتشار خبر در روزنامه، جزئیات حادثه را از شاهدان عینی جویا شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران