عمدة

🌐 شهردار

«عُمدة» در عربی چند معنا دارد، اما مهم‌ترینش بزرگ، سرآمد، تکیه‌گاه، یا شخصِ مهم و مورد اعتماد است. در متون عربی ممکن است به معنای «اصل و اساس» یا «مهم‌ترین بخش» هم بیاید.

اسم (noun)

📌 شهردار

📌 کلانتر

📌 آلکالد

جمله سازی با عمدة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هل أرسلت سلةً كهدية إلى عمدة "ميراديرو"؟

آیا برای شهردار «میرادیرو» سبدی به عنوان هدیه فرستادید؟

💡 اجتمع الأهالي مع عمدة القرية لمناقشة مشكلة المياه القديمة.

ساکنان برای گفتگو در مورد مشکل قدیمی آب، با دهیار روستا دیدار کردند.

💡 ‬ذات مرة دخل إلى حجرتنا‬ ‫وجلس أمامي ثم قال فجأة بنبرة تهكم‪:‬‬ ‫ـ أال زال أبوك يعتبر نفسه عمدة دراو؟

یک بار وارد اتاق ما شد و روبروی من نشست، بعد ناگهان با لحنی کنایه آمیز گفت: پدرت هنوز خودش را شهردار دراو می داند؟

💡 كان عمدة المدينة حريصًا على حضور المناسبات العامة بنفسه.

شهردار شهر مشتاق بود که خودش در رویدادهای عمومی شرکت کند.

💡 استقبل عمدة الحي الضيوف بابتسامة، وتحدث عن تاريخ المنطقة بإيجاز.

شهردار منطقه با لبخند به مهمانان خوشامد گفت و مختصری درباره تاریخچه منطقه صحبت کرد.

💡 أرسلها إلى عمدة بلدتي عندما يصل خبر وفاتي.

وقتی خبر مرگم رسید، آن را برای شهردار شهرم بفرست.

کلمات مرتبط