عَفَل

🌐 افال

در عربی، واژه‌ای است که در برخی منابع به عیب جسمی یا برآمدگی / ورم در بخشی از بدن اشاره دارد و از واژه‌های پزشکی یا توصیفیِ قدیم به شمار می‌رود. کاربرد آن امروزه بسیار محدود است و بیشتر در لغت‌نامه‌ها یا متون کهن دیده می‌شود.

جمله سازی با عَفَل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تظهر أحيانًا عفل ات على الأوراق بسبب الرطوبة الزائدة.

گاهی اوقات، به دلیل رطوبت بیش از حد، لکه‌هایی روی برگ‌ها ظاهر می‌شوند.

💡 فحص الطبيب النباتي عفل الشجرة لمعرفة سبب ضعفها.

گیاه‌شناس ریشه‌های درخت را بررسی کرد تا علت ضعف آن را دریابد.

💡 لاحظ المزارع عفل ًا صغيرًا في بعض ثمار الموسم هذا العام.

کشاورز متوجه نقص کوچکی در برخی از میوه‌های برداشت شده در این فصل شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران