عطشا
🌐 تشنگی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تشنه
📌 تشنگی
جمله سازی با عطشا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ً ً كنت طوال الوقت أراقبه إذا كان جائعا أو عطشا وكنت أساعد في تغيير الحفاظات وفي تحميم وتعطير ماركوس
تمام مدت مراقبش بودم که ببینم گرسنه یا تشنه است، و در عوض کردن پوشک، حمام کردن و آراستن مارکوس کمکش میکردم.
💡 خرجَ اللاعبُ من الملعبِ وهو عطشا بعدَ التدريبِ الشاقِّ تحتَ الشمسِ.
این بازیکن پس از یک جلسه تمرینی سخت زیر آفتاب، تشنه زمین را ترک کرد.
💡 كان الصغيرُ عطشا جدًا، لذلك أسرعتْ أمهُ بإحضارِ العصيرِ الباردِ له.
پسر کوچک خیلی تشنه بود، بنابراین مادرش سریع برایش مقداری آبمیوه خنک آورد.
💡 جلسَ المسافرُ عطشا في الاستراحةِ، ثم شربَ كوبينِ من الماءِ دفعةً واحدةً.
مسافر تشنه در استراحتگاه نشست، سپس دو فنجان آب را یکجا نوشید.
💡 المرأة تخرج من عندي وشفاهها تتشقق عطشا ً من ظمأ الشوق لكلمات الغرام
زن مرا با لبهای ترکخورده از تشنگی، در حالی که تشنهی کلمات عاشقانه بود، ترک کرد.
💡 وتكاد تموت عطشا وعثرت على زجاجة ماء...
داشت از تشنگی میمرد که یه بطری آب پیدا کرد...