عطري

🌐 معطر

این واژه می‌تواند به معنای «عطریِ من» یا «بوی خوش من» باشد، چون «ـي» می‌تواند ضمیر متکلم یا نسبت باشد. در فارسی معمولاً به «عطر من» یا «منسوب به عطر» ترجمه می‌شود.

صفت (adjective)

📌 معطر

📌 بالزامی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عطر من

جمله سازی با عطري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذا عطري المفضلُ منذُ سنواتٍ، وأستخدمه في المناسباتِ الخاصةِ فقط.

این عطر سال‌هاست که عطر مورد علاقه‌ی من است و فقط در مناسبت‌های خاص از آن استفاده می‌کنم.

💡 تضيف جوزة الطيب عُمق عطري غني للعديد من أطباق الخريف.

جوز هندی به بسیاری از غذاهای پاییزی طعم و عطری غنی و عمیق می‌بخشد.

💡 اختارَ الطالبُ عطري المزعجَ بسبب خطأٍ في الشراء، ثم قررَ استبدالَه لاحقًا.

دانش‌آموز به دلیل اشتباه در خرید، عطر نامطبوع من را انتخاب کرد، سپس تصمیم گرفت بعداً آن را عوض کند.

💡 قامت بتحضير شاي أعشاب عطري باستخدام أوراق النعناع الطازجة من الحديقة.

او با استفاده از برگ‌های نعناع تازه از باغ، یک چای گیاهی معطر تهیه کرد.

💡 قمْتُ بتحضير شاي عطري دفأني في تلك الأمسية الباردة.

یک چای معطر درست کردم که در آن شب سرد مرا گرم کرد.

کلمات مرتبط