عشب

🌐 گیاه

عشب در عربی به معنای «گیاهان خودرو، سبزه، علف، پوشش گیاهی کوتاه» است. معمولاً به گیاهانی گفته می‌شود که روی زمین می‌رویند و حالت چمن‌مانند یا علفی دارند. این واژه بیشتر در زبان فصیح عربی کاربرد دارد.

اسم (noun)

📌 چمن

📌 گیاهی

📌 گیاه

📌 مرتع

جمله سازی با عشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رعت الأغنام في العشب الطازج قرب النهر طوال الصباح.

گوسفندان تمام صبح در علف‌های تازه کنار رودخانه چریدند.

💡 ‫فإنَّهم يقدِّمون لهم حسا ًء ِمن عشب البحر‬ ‫ْ‬ ‫عانت أمهاتهم في حملهم‪.

آنها به آنها سوپی از جلبک دریایی می‌دهند که مادرانشان در دوران بارداری از آن رنج می‌بردند.

💡 قصّ المزارع العشب حول البيت ليبقى الحقلُ مرتبًا ونظيفًا.

کشاورز علف‌های اطراف خانه را کوتاه کرد تا مزرعه مرتب و تمیز بماند.

💡 جون جيرارد، المعالجين بالأعشاب في القرن السادس عشر، فكرت في لسان الثور كما عشب لراحة القلب وزيادة الفرح.

جان جرارد، گیاه‌شناس قرن شانزدهم، گل گاوزبان را گیاهی برای تسکین قلب و افزایش شادی می‌دانست.

💡 كان العشب أخضرَ ناعمًا بعد المطر، فجلس الأطفال يلعبون فوقه.

چمن بعد از باران نرم و سبز بود، بنابراین بچه‌ها روی آن نشستند و بازی کردند.

💡 إزالة عشب الحلفا من الحدائق العامة هي مبادرة بيئية مستمرة في مدينتنا.

حذف علف اسپرتو از پارک‌های عمومی یک طرح زیست‌محیطی مداوم در شهر ما است.

کلمات مرتبط