عُرْوَة
🌐 تب
«عُرْوَة» بهمعنای دسته، حلقه، دستگیره، بند و چیزی که به آن میتوان گرفت است. این واژه در عربی بسیار معروف است و هم برای اشیای فیزیکی مثل دستگیره ظرف یا بند لباس بهکار میرود و هم بهصورت مجازی برای وسیله، تکیهگاه یا پیوند محکم استفاده میشود.
اسم (noun)
📌 دکمه سوراخ
📌 لگ
📌 گل سینه
📌 حلقه
📌 تب
جمله سازی با عُرْوَة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خيطَ الخياطُ عروة ً جديدةً في القميصِ قبلَ تسليمِهِ للزبونِ.
خیاط قبل از تحویل پیراهن به مشتری، یک جا دکمهای جدید روی آن دوخت.
💡 أمسكَ الرجلُ عروة َ البابِ وفتحَهُ ببطءٍ شديدٍ.
مرد دستگیره در را گرفت و خیلی آهسته آن را باز کرد.
💡 انقطعتْ عروة ُ الحقيبةِ فجأةً عندما حملَتها الفتاةُ بقوةٍ.
وقتی دختر کیف را با زور حمل کرد، بند کیف ناگهان پاره شد.