عجلا

🌐 عجله کن

«عَجْلًا» یعنی سریع، شتابان، با عجله. این واژه برای بیان انجام کاری بدون درنگ و با سرعت به‌کار می‌رود. گاهی در متن‌های عربی به معنای «زودتر» یا «فوراً» هم دیده می‌شود و حالت حالتی از شتاب در عمل را می‌رساند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گوساله

📌 یک هدایت کننده

جمله سازی با عجلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرر المدير عجلا إنهاء الاجتماع بسبب وصول وفدٍ مهمّ من الخارج.

مدیر به دلیل ورود یک هیئت مهم از خارج از کشور، تصمیم گرفت جلسه را با عجله تمام کند.

💡 طلبت الأم من ابنها أن يعود عجلا قبل أن يبدأ المطر.

مادر از پسرش خواست که قبل از شروع باران سریع برگردد.

💡 أُرسل التقرير عجلا إلى القسم المختص لتفادي أي تأخير.

گزارش به فوریت به بخش مربوطه ارسال شد تا از هرگونه تأخیری جلوگیری شود.

💡 ويتناسل البيسون من منتصف يوليو إلي منتصف أغسطس، وتضع عجلا واحداً وذلك في شهري أبريل ومايو.

گاومیش‌های کوهان‌دار آمریکایی از اواسط تیر تا اواسط مرداد جفت‌گیری می‌کنند و در فروردین و اردیبهشت هر کدام یک گوساله به دنیا می‌آورند.

💡 يجب أن تنتج الأبقار عجلا حيا كل 12 شهرا.

گاوها باید هر ۱۲ ماه یک گوساله زنده به دنیا بیاورند.

کلمات مرتبط