عادتها

🌐 عادت او

«عادتها» یعنی «عادت‌های او / آن»؛ در بسیاری از موارد ضمیر «ها» به مؤنث مفرد برمی‌گردد، پس می‌تواند به «عادت‌های او» (برای مؤنث) یا «عادت‌های آن» اشاره کند. معنی دقیق به جمله وابسته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عادت او

📌 او به طور معمول

📌 عادت‌های آنها

جمله سازی با عادتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مزحت صديقاتها حيال عادتها في أخذ الرحلات الليلية في عطلات نهاية الأسبوع.

دوستانش در مورد عادت او به سفرهای شبانه آخر هفته شوخی می‌کردند.

💡 كانت من عادتها أن تسير لفترات طويلة في المساء بعد العشاء.

عادت داشت عصرها بعد از شام مدت زیادی پیاده‌روی کند.

💡 ‬ك عادتها ما ان‬ ‫تحط قدماها على رمالي حتى تبدأ الدوران ك فتاة‬ ‫صغيرة‪

طبق معمول، به محض اینکه پایش به ماسه‌های من می‌رسد، مثل یک دختر بچه شروع به چرخیدن دور خودش می‌کند.

💡 حافظت الجدة على عادتها املعتادة في إعداد الشاي للضيوف بعد الظهر.

مادربزرگ عادت همیشگی‌اش را حفظ کرده بود و بعدازظهرها برای مهمانان چای آماده می‌کرد.

💡 ‬‫تلك كانت عادتها م حفيدها الوحيد حينما يحناول معرفنة السنر‬ ‫وراء ذلك الصندو الغريب الذي يراﻩ منذ الصغر وَّل يندري أي‬ ‫شيء عنه‪

این رسم او با تنها نوه‌اش بود، وقتی که نوه‌اش سعی می‌کرد راز آن جعبه عجیب را که از کودکی دیده بود و چیزی در مورد آن نمی‌دانست، کشف کند.

💡 ليس من عادتها ألا ترد على رسائلي.

از او بعید است که به پیام‌هایم جواب ندهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران