اجبره
🌐 او را مجبور کن
یعنی «او را مجبور کرد»؛ یا «بر او تحمیل کرد»، بسته به جمله.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او را مجبور کرد
📌 او را موظف کرد
📌 مجبور به
📌 راه آهن
جمله سازی با اجبره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 التعب الشديد اجبره على الجلوس قليلًا قبل متابعة الطريق.
خستگی مفرط او را مجبور کرد قبل از ادامه دادن به راهش، مدتی بنشیند.
💡 المدير اجبره على إعادة كتابة التقرير بسبب الأخطاء الكثيرة.
مدیر او را مجبور کرد که گزارش را به دلیل اشتباهات متعدد از نو بنویسد.
💡 لم اجبره أحد على الاعتذار، لكنه فعل ذلك من تلقاء نفسه.
کسی او را مجبور به عذرخواهی نکرد، بلکه خودش این کار را کرد.