اجبرني
🌐 مجبورم کن.
یعنی «مرا مجبور کرد»؛ «من را وادار ساخت».
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مجبورم کرد.
📌 مجبورم کردن.
📌 دستم را به زور گرفت
📌 او مرا مجبور میکند
📌 مرا موظف کرد
جمله سازی با اجبرني
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 المرض اجبرني على البقاء في البيت عدة أيام.
این بیماری باعث شد چند روزی در خانه بمانم.
💡 لقد اجبرني والدي على تعلم ذلك عندما كنت بالمدرسة.
پدرم وقتی مدرسه میرفتم مجبورم کرد این را یاد بگیرم.
💡 ضيق الوقت اجبرني على إنهاء العمل بسرعة كبيرة.
محدودیت زمانی باعث شد کار را خیلی سریع تمام کنم.
💡 لم اجبرني أحد على السفر، بل اخترت ذلك بنفسي.
هیچکس مرا مجبور به سفر نکرد؛ خودم این کار را انتخاب کردم.