طازج
🌐 تازه
صفت (adjective)
📌 تازه
📌 تازه ترین
📌 تازه آبگیری شده
📌 جدید
جمله سازی با طازج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نحب الخبز طازج عندما يخرج من الفرن في المساء.
ما دوست داریم نان تازه باشد، وقتی عصر از تنور بیرون میآید.
💡 اشترى الرجل خضارًا طازج من السوق الشعبي عند الصباح الباكر.
مرد صبح زود از بازار محلی سبزیجات تازه خرید.
💡 يحب الناس الطعام البلدي لأنه طازج ويحمل نكهة البيت.
مردم غذاهای محلی را دوست دارند چون تازه هستند و طعم خانگی دارند.
💡 اشترينا البن من السوق لأنه طازج ومطحن بعناية.
ما قهوه را از بازار خریدیم چون تازه بود و با دقت آسیاب شده بود.
💡 قدّم النادل عصيرًا طازج للضيوف بعد الوجبة مباشرة.
پیشخدمت بلافاصله بعد از غذا، آبمیوه تازه برای مهمانان سرو کرد.
💡 يفضّل كثير من الناس الطعام محلي الصنع لأنه طازج وأقرب إلى عاداتهم.
بسیاری از مردم غذای خانگی را ترجیح میدهند زیرا تازه است و به عادات غذایی آنها نزدیکتر است.